سيد محمد كمره اى
147
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
انتخاب كميته بنمايد ، ماها مىخواهيم آزادى باشد . بعد صحبت نمود كه ديشب بينش منزل خودش يا غير جمعى را دعوت نموده و بدوا براى اينكه در انتخاب كميته چه اشخاص را بايد وعده گرفت ؟ بعد عنوان نمود كه مشكل [ است ] انتخاب كميته به وجه صحت شود ، خوب است ما دسته خودمان را خارج از انتخاب كميته نمائيم . جمعى با او طرف شده كه ما ديگر گول به اين حرفها نمىخوريم و توپوزى به بينش زده بودند . بعد ، از من حاج ناظم رأى خواست كه چه بكنيم ؟ گفتم من كه عقيده به تشكيلات ملى امروزه دارم و اگر دمكراتهاى به اصطلاح بيست و يك ماه پيش فقط آنها رأى بدهند به تشكيلات حزبى ، تعبدا داخل تشكيلات حزبى خواهم شد . غير از اين بنده نقدا چيزى به نظرم نيست ، با دمكراتهاى جديد داخل در تشكيل ملى مىشوم . اما در رأى به تشكيلات حزبى با آنها حاضر نمىشوم . بعد در اراضى يخچاوان كه مال ايشان ، و بنده مقدارى خيال خريد را دارم رفته ، مسّاحى يخچاوان پشت باغچه را نموديم ، تقريبا دو هزار الى دويست ذرع بالا و آن يخچاوان ديگر سه هزار ذرع . بعد متفكر شدند كه آيا از يخچال چشم پوشيده اراضى را تقطيع و بفروشند يا آنكه نانوايى پشت يخچال را خريده و موقوف نمايند كه يخ يخچال به واسطه دكان نانوايى آب نشود . بعد آقاى اكبر آقا و آقاى فرخى آمده خواستند جواب تلگراف آقايان يزد را كه اظهار تنفر از فرخى كرده بودند از بنده بگيرند . گفتم امشب مىنويسم و فردا مىدهم . روز شنبه را بازديد دعوت نمود كه صبح بروم . كتك سردار اسعد به نير السلطان بعد اظهار داشتند كه قضيه نير السلطان را شنيدهايد ؟ گفتم خير . گفتند سردار اسعد كتك زيادى ديشب به او زده ، بعد [ به ] نوكرهايش هم امر نموده كه سخت او را تنبيه و صدمه زدهاند . جهت را پرسيدم ، گفته شد كه ديشب نير السلطان وارد به سردار اسعد مىشود ، بنا مىكند از شاه بد گفتن ، كه شاه شكمگنده مملكت را خراب كرده ، از انگليسىها پول مىگيرد . اين فلان فلانشده مستوفى الممالك پدر مملكت را درآورده و . . . بعد سردار اسعد مىگويد آقاى نير السلطان ! اين فحشهاى عرفى خوب نيست ، مستوفى الممالك اگر هم بد باشد اين فحشها از